على كريمى جهرمى

25

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى )

فرمودند : ايشان در اواخر عمر نابينا شده بودند . و در اواخر ماه ربيع الثانى سنهء 1411 قمرى فرمودند : نقل شده كه مرحوم آخوند خراسانى ، دو شاگرد ممتاز خود آقاى آقا ضياء الدين عراقى و آقاى شيخ عبد اللّه گلپايگانى را به هنگامى كه اشكالاتى داشتند براى رفع اشكالشان به آقاى ملا محمد تقى ارجاع مىداده‌اند . و نيز فرمودند : نقل شده كه در وهم و دفع‌هاى كفايه ، وهم و اشكال از مرحوم آخوند خراسانى است و دفع و جواب ايراد از مرحوم ملا محمد تقى مىباشد . نيز مىفرمودند : نقل شده كه در قضيّهء آمدن مرحوم آخوند ملا محمد تقى از نجف به ايران ، آخوند خراسانى گريه كرده‌اند . بارى اين عالم بزرگوار از گوگد مهاجرت به اراك مىكند « 1 » و در آنجا رحل اقامت مىافكند و سرگرم كارهاى علمى مىشود و از جمله ، حضرت آية اللّه العظمى آقاى گلپايگانى در اراك از حوزهء درس اين مرد بزرگ كاملا استفاده مىكنند و سطوح عاليه را در خدمت ايشان مىخوانند و گويا بعد در درس خارج ايشان شركت مىكنند . آرى اين همان شخصيت عاليمقامى است كه روزى در گوگد براى اين شاگرد عزيز خود نصاب الصبيان را درس مىگفت و حالا در اراك سطوح عاليه

--> ( 1 ) راستى حالات علماء گذشته براى روحانيّت فعلى درس بزرگى است . بنگريد كه چنين عالم بزرگ و برجسته‌اى با چه مشلاتى مواجه بوده و چه شخصيتهايى را تحمل كرده است . علاوه كه اينچنين وزنهء عظمى علمى ، بدون ادّعا و مدّعا در يك روستا زندگى مىكرده و به هدايت و ارشاد مردم سرگرم بوده و براى ادارهء يك زندگى مختصر در روستا چنين رنجهايى مىبرده . اكنون نكند كه ما در لباس روحانيّت باشيم و به تجمّل‌گرايى بپردازيم و سرگرم اشرافيّت و رفاه‌طلبى گرديم .